سلام
ممنون از همه ی اونایی که میان و سر می زنن ... به اصرار حمید و
مریم همین یه خطو نوشتم تا بدانید و آگاه باشید که ما زنده ایم ( نه
اینکه واسه ی کسی هم مهمه!؟ ) ...
احتمالن با برف زمستانی به حضور انورتان خواهیم رسید .
یا حق
نظرات ()بنام خدا
کرگدن هستم ٣۴ ساله از تهران !
دیدیم سیدنا و مولانا عباس گامبالو ! انقدر گرفتار است که غبار و تار عنکبوت دارد خانه اش را در بر می گیرد همی ! ... لذا گفتیم به بهانه رونمایی از عکس جدید و مکش مرگ مای پروفایلش دو سه خطی بنگاریم بلکم افاقه کند در جهت سهولت ایاب و ذهاب و رفاه حال کامنت گذاران عزیز ! و فرررت شدن غم فراق و تعجیل در ظهور سید و سالار ١٣٣ کیلویی مان !!
و من ا... توفیق
یومه الجمعه بالتاریخ هشتم شعبان من السنه ١۴٣٠ قمری !!
نظرات ()یه سئوال یه فکر یه اندیشه یه آرزو یه ایده یه...همیشه تو ذهنم بوده و این روزها بیش از همیشه درگیرش هستم اینکه اگه شما هیچ نوع مانعی نداشتید و قدرتتون بیکران بود و چیره گی داشت برزمان و مکان کجای تاریخ را تغییر میدادید؟
تاریخ رو به معنای عام در نظر بگیرید از روزی که آدم پا روی زمین گذاشت (واسه مذهبی ها ) از روزی که نئا ندرتال و همو ساپینس دنبال غذا گشتن (واسه غیر مذهبی ها )
کلن گذشته ی تمام جهان را مد نظر بگیرید و هر نوع واقعه یی که به نظرتون مهمه رو بگید اگه دست شما بود چه جور تغییرش میدادید این اتفاق میتونه حرکت کاوه باشه یا به تخت نشستن کوروش ترور سزار باشه یا قیام اسپارتاکوس ترس بی دلیل سلطان محمد خوارزمشاه باشه یا به آتش کشیده شدن ژاندارک قتل مضحک آغا محمد خان قاجار باشه یا رسیدن کریستف کلمب به سواحل السالوادور نبرد واترلو باشه یا قتل امیر کبیر دیر رسیدن نصرت الدوله باشه یا صلح ورسای تردید های مصدق باشه یا بمب اتمی بر فراز هیروشیما ...
هر چی که دلتون میخواد این تاریخ میتونه مربوط به خودتون هم باشه یعنی دیدن یا ندیدن کسی دیر یا زود رسیدن یا هرچی (فقط با لحظه تولد خودتون لطفن کار نداشته باشید که همه میدونیم خیلی هامون اصلن نمی خواستیم باشیم ) حتمن دلیلتون رو هم بگید که چرا می خواهید اون لحظه خاص چه برای خودتون چه در پهنه ی تاریخ جهان رو تغییر بدید ...
ذکر یک نکته :بین علمای علم تاریخ یک دعوای قدیمی وجود داره واون اینه که این افراد خاص هستن که تاریخ رو ساختن و تغییر زندگی مردمان زیادی به دست اونها صورت گرفته و بیشمار مثال میارند از سرداران باستانی بگیر تا ناپلئون و هیتلر و استالین که جهان رو تحت تاثیر اعمال و رفتارشون قرار دادند... و دسته دیگر معتقدند این شرایط و مقتضیات اجتماعی ست که باعث میشه تحرک و تغییری صورت بگیره به زبان ساده تر اگر هر کدام از معروفان تاریخ 50 سال دیر تر یا زود تر به دنیا میو مدند جز آدمی عادی که نشانی در تاریخ ندارد چیز دیگری نبودند و بسیار مثال منطقی دارند از نبرد سالامیس بگیر تا هرج و مرج اواخر اشکانیان از سقوط روم تا سقوط قسطنطیه از انقلاب فرانسه تا ضعف مفرط تزار ...
و هر دو گروه بسیار دلیل جهت برتری ایده خود ارائه می دهند هر چند اواخر گروهی از اندیشمندان تاریخ دان به این نتیجه رسیده اند که آدمهای خاص در شرایط ویژه میتوانند نمود پیدا کنند و در شرایط خاص این انسانهای توانا و متفاوت هستند که تاریخ را میسازند که در کل یعنی تعامل در 2 تفکر افراطی گذشته ...همه ی اینا رو گفتم تا بگم 1- وارد این دعوا نشویم و 2- مهمتر اینکه شما اگه دوست دارید آدمها رو تغییر بدید تو اون لحظه تاریخی و اگه دوست ندارید شرایط اجتماعی او ن اتفاق رو تغییر بدید ...
پی نوشت 1:به فرموده هر چند تا واقعه تاریخی که دلتون میخواد تغییر بدید فقط هر کدوم تو یه کامنت تا اولن قاطی نشن دومن کل بعضی ها بخوابه (هر چند ناجوانمردانه )
پی نوشت2:هر کسی به فراخور آگاهی و نوع نگاهش به اطراف نظر میده پس با نظرات هم اگه کار داریم محترمانه باشه.
پی نوشت3:میدونم که تو این جور مواقع اصولن کسی که متن رو نوشته بایست نظر خودش رو اول بگه اما من نه اول نه آخرش نمی گم وقایع تاریخی مذهبی مال من که قطعن برام یکیش مهمتره که اگه تغییر میکرد تاریخ جهان امروز به گونه دیگری رقم خورده بود و تمام عالم تجربه دیگری از گذشته داشت ...
یا حق
نظرات ()می دونم خسته ایم میدونم خیلی ها بریدن میدونم این روزها هیشکی حال و حوصله نداره میدونم سیاهپوش غم گلهای پرپر مون هستیم میدنم الان چه زمانیه و ما کجاییم میدونم خیلی هامون ٢٠ روزه لبخد رو از یاد بردیم میدونم حمید که دیروز تولدش بود به هیشکی اجازه نداد بهش کادو بده (حتا...) یا کسی براش کیک بگیره میدونم کجای دل هممون میسوزه میدونم خیلی خانواده ها حتا از زنده یا مرده بودن بچه هاشون خبر ندارن میدونم خیلی ها دارن تو چه وضعیتی عذاب میکشن و در چنگال دژخیم اسیر و بی پناه ند میدونم از دست حکومتی که دین رو ملعبه قرار داده دلخون هستیم میدونم که خیلی ها با خود دین هم مشکل پیدا کردند (البته اگه دین حقیقی رو بشناسیم هرگز دچار مشکل نمیشیم ) میدونم که میدونید دین اون چیزی نیست که اینها دارن تبلیغ میکنن میدونم که این روزها اوضاع و احوال خیلی ها بهم ریخته ست اینها رو گفتم تا بدونید میدونم کجام و دارم چی میگم خیلی دلم میخواست تو روزهای دیگه یی بودیم تا میگفتم اونچه رو که گفتنی ست...
دستم به نوشتن نمیره اما مگه این طپش دل میذاره آروم بگیرم روز میلاد زیباترین غزل واره عشقه روز تولد بی بدیل ترین قصیده آفرینش روز میلاد یگانه مولود کعبه روز طلوع مظهر عدالت (بقول جرجی زیدان :خداوند برای هر چیز در این دنیا مثالی آورده تا انسانها راه را بشناسند و حکومت 5 ساله علی (ع) مثالی برای حکومت عادلانه ست تا جهان هم عدالت را به خود ولو برای 5 سال ببیند...نقل به مضمون )هر چند میدونم عدالت با علی(ع) رفت... روز میلاد مرد مردستان روز تولد آیننه تمام نمای پهلوانی و شجاعت ایمان و عرفان عدل و احسان و...مخلص کلام انسان کامل بر شیعیان راستینش مبارک باد ...
پی نوشت:چقدر دلم میخواست یه چشمم اشک و یه چشمم خون نبود تا عرض ارادت و عشقم رو به جدم به مولا و سرورم حضرت علی ابن ابیطالب (ع) به طور کامل ابراز میداشتم افسوس و صد افسوس که اینهمه چشم منتظر و نگران این همه دل داغدیده بهم اجازه نمیده تا بیش از این راجع به سالروز تولد یگانه معشوق راستین ابدی و ازلی هستی حرف بزنم ...آقا جان پا بر بال فرشته ها گذاشتی و زمین را غرق نور کردی مقدمت گلباران ...
یا حق
نظرات ()این روزها عجیب دلم گرفته از این همه دروغ و فریب و جهل مرکب...
چقدر قلب ماهیت چقدر ... لعنت به این ذهن تحلیل گر که دائم تو مخم وول میخوره و آرومم نمی ذاره ...و چقدر حرف و تحلیل (بقول حمید درست و درمون ) که اصلن حس و حال نوشتنش نیست بگذریم ...
نمی دونم بین چیزهایی که خوندم چرا چند سطر اول رمان کاشف ویلیام سامرست موام بیش از هر چیز دیگه یی جلوی چشمم رژه میره (( دریا بسیار آرام بود. هیچ کشتی در معرض دید قرار نداشت .مرغان دریایی به روی سطح صاف و خاکستری رنگ آب بی حرکت بودند. آسمان در اثر ابرهای سطح پایین تیره شده بود- اما بادی نمی وزید.خط افق حالتی ظریف و واضح داشت.ساحل سنگلاخ نه چندان متروک مملو از انبوه درهم علفهای دریایی و صدفهای بی شماری بود که زیر قدمهایی که بر آنها نهاده شده بود- خرد گشته بود. موج شکن ها که برای جلوگیری از تجاوز بی وقفه امواج تعبیه شده بود در اثر کهنگی پوسیده و لجن های دریایی آن را به رنگ سبز در آورده بود.منظره غم انگیزی بود- اما این غم حالتی از بی قراری داشت. این سکوت عظیم و توازن رنگها می توانست به قلبی مضطرب آرامش بخشد.اما اینها نمی توانست درد و عذاب زنی را که تنها در آن نقطه ایستاده بود تسلی دهد .زن حرکتی نمی کرد و گرچه نگاه خیره اش ثابت مانده بود ولی چیزی نمی دید .))
پی نوشت:این روزها تنها چیزی که باعث میشه بتونم نفس بکشم و سر پا بمونم دلخوش و امیدوار بودن بیش از همیشه به وعده های الهی ست که قطعی ولا یتغیر است .
یا حق
نظرات ()یک هفته ی گذشته را شاید تلخ ترین هفته تاریخ معاصر ایران بتوان نام نهاد .هم وطن - هم دین- هم شهری -ایرانی در برابر ایرانی و چقدر تلخ و بی رحم چقدر ناشکیب چقدر ...و باز چقدر می توان نوشت که میگذارم و میگذرم .
این روزها آهنگ ((ای ایران ای مرز پر گهر))را بیش از همیشه زمزمه و تکرار میکنم و یاد قصه تولدش می افتم .اوایل دهه ی 20 که ایران توسط قوای متفقین اشغال شده بود روزی حسین گل گلاب تو یکی از خیابونهای تهران میبینه یه سرباز اجنبی سیلی محکمی زیر گوش یه افسر ایرانی که به کمک مردم عادی اومده بود میزنه به دفتر کارش میره در حالی که به شدت گریه میکنه بداهه این شعر رو میسراید و روح الله خالقی آهنگش را میسازد و در کمتر از یک هفته توسط استاد بنان در کنسرت بزرگ تهران اجرا میشود . نمی دانم اگر اگر امروز بود و میدید برادران هم وطن چگونه به جان هم افتاده اند چه میسرود؟
این روزها بسیاری از دوستان ساز رفتن از این دیار را کوک کرده اند هیهات که ترکت کنم ایرانم تو وطن پاره تن و مادر منی چگونه ترکت کنم خانه اجدادی ((اگه جهنمی تو برای من بهشتی اگه غربت قشنگه واسه خودش قشنگه))...
در همه جوامع دولت نقش حامی ملت را دارد و در جوامع جهان سوم یا به قولی کشور های در حال توسعه دولت نقش پدر ملت را بازی میکند و مهم نیست این پدر در گذشته پدری مهربان بوده و دست نوازش بر سر مردم کشیده یا پدری زور گو که فقط فرزندش را کتک زده و تحقیر کرده - فرقی ندارد در موقع خطر کودک به سمت پدر میدود و مردم به سمت دولت که تنها حامی خود او را میدانند . مردمی که از ظلم و جور لباس شخصی ها و افراد خود سر و عده ای فرصت طلب به ستوه آمده اند ملجا شان کجاست ؟کیست؟ دولت در این میان چه میکند؟! آقای دولت شما حافظ جان و مال و ناموس تمام مردمی نه فقط هوادارانت...
نکته ای که این روزها ذهنم را مشغول کرده این است که مسئو لین نظام در حال تصفیه حسابهای سیاسی خود هستند و نهایتن این مردم بی پناه و همیشه مظلوم هستند که وجه المصالحه قرار خواهند گرفت و دریغ از این همه آسیب و خشونت و کشتار و بی اعتمادی که بین مردم شکل گرفت . این برداشت شخصی من از این اوضاع است و تنها گذر زمان می تواند درست یا غلط بودن آنرا اثبات کند .
نهایتن اینکه آقا یا خانومی که خصوصی نوشته بودی(( بر سر قبری که گریه میکنی خالیست و زیر علم اینها سینه نزن...))کاش اندکی جسارت داشتی و نشانی میگذاشتی تا من هم فقط به خودت جواب میدادم میدانی مشکل من و امثال من این است که ایران و ایرانی و سرافرازیش را دوست داریم فارغ از هر جناح و مرام و مسلک و مرامی و امروز و فردایش بزرگترین دغدغه مان ...که این امر هر دم به مذاق صاحب قدرتی خوش نمی آید .من همانقدر که از دخالت اتحادیه اروپا و آمریکا یی ها در امور داخلی مان رنجیده خاطر میشوم که از صحبت های مداخله جویانه مسئو لین سابق سوری و سید حسن نصر الله ...
و آنان که اندک شناختی از من دارند میدانند همیشه نظر خود را میگو یم و پای حرفم هم هستم و دیگر اینکه جز زیر علم آقایم ابو الفضل(ع) سینه نه زده نه میزنم نه خواهم زد...
مخلص کلام اینکه ایمان دارم ((و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم))
یا حق
نظرات ()سلام آقای رئیس جمهور
سلام آقایی که هرگز دروغ نگفتی و هرگز متقلب نبودی
سلام آقای آمار آقای کنترل کننده تورم
سلام آقای مردمی سلام آقای مهرورز
سلام آقای معجزه هزاره سوم سلام آقای هاله نور
سلام آقای رئیس جمهور منتصب
چقدر دوست میداشتم تو منتخب بودی و سزاوارانه پیروز میشدی تا ما هم به تو تبریک میگفتیم
آقای رئیس جمهور تو منتصب شدی و این انتصاب را به منتصب کنندگانت تبریک میگوئیم
آقای رئیس جمهور حالا حرف محمد رضا خاتمی را بهتر درک میکنم که میگفت:شرایط سیاسی در ایران مثل بازی فوتبال در سراشیبیست که به نفع رقیب است و قواعد بازی را حریف تعیین میکند و جالب تر اینکه هر موقع خواست همین قوانین را هم به نفع خودش بهم میزند (نقل به مضمون)
آقای رئیس جمهور منتصب کاش میتوانستم به خود به قبولانم 2+2 میشود 10 پانزده یا هر عددی که شما میگوئید اما نمیدانم چرا نمی توانم ؟! اگر کسی آن نقاشی ها که نام نمودار و آمار بر آن نهادی-اگر کنترل تورم-اگر عزت و شان ایران و ایرانی-اگر کاهش بیکاری- فقر فساد و فحشا-اگر بی ستاره شدن دانشجویان و ...و اگر جوانمردیت را اگر شرافتت را کسی جز 4-5 میلیون طرفدارت کسی بتواند بپذیرد حتمن 24 میلیون رای به تو را هم می تواند باور کند.
تقلبتان اظهر و من الشمس است چگونه میشود از ابتدای رای شماری تا انتهای آن از کرد های اهل تسنن تا لرهای زاگرس نشین از آذری زبانها تا فارس ها از روستاها از شهر های کوچک تا شهر های بزرگ تا تهران دائمن با 65 درصد ثابت پیش باشی؟!
هر کس اندک سواد سیاسی در این خاک دارد میداند طی این 30 سال همیشه چه در انتخابات مجلس چه در شوراهای شهر و چه ریاست جمهوری کف رای برای محافظه کاران و سقف رای برای اصلاح طلبان است چگونه میشود این انتخابات که مشارکت 85 درصدی داشت و پس از همه پرسی جمهوری اسلامی بالاترین حد مشارکت را داشت شمای محافظه کار و سنتی و... از صندوق پیروز بیرون بیایید؟!
گفتنی بسیار است و آگاهان و آنان که بیش از من مطلع اند حتمن خواهند گفت هر آنچه را که گفتنی ست ...فقط چند نکته:
آقای رئیس جمهور شور و نشاط و امید بی سابقه ملت را از ایشان گرفتید ممنون
با شما فهمیدیم اینجا هم سیادت جرم است در تنها کشور شیعه جهان چه سلاله حسن ابن علی (ع) باشی (خاتمی ) چه فرزند پاک موسی ابن جعفر (ع) (میر حسین ) فرقی ندارد اینجا سیادت جرم است ...
آقای رئیس جمهور شما و دوستانتان برخی را طلحه و زبیر خواندید اولن که ...دومن بر فرض محال ایشان طلحه و زبیر - شما کی علی شدید که کسی خبر دار نشد قیاس با کسی کردید که هیچ بنی بشری حتا خاک پای او نیست چه رسد به تشابه...
آقای رئیس جمهور رفیق 160 میلیاردیت به خوبی پاسخ محبت هایت را داد (صیانت از آرا)
آقای رئیس جمهور ((یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم))
آقای رئیس جمهور بی سوادی در ایران بیداد میکند وگرنه کسی که اندکی ضرب و تقسیم بداند قصه 20میلیارد مخابرات و sms ها را به خوبی درک میکند مثل سایر مسائل اقتصادی و توهین ها و...
ممنون که به آزادی ارتباط ایمان دارید و از شب جمعه sms ها و امشب هم تماس ها را قطع کردید ممنون که کلی از سایتها همین امروز فیلتر شد و سرعت کم اینترنتمان کمتر ...
آقای رئیس جمهور با تو فهمیدیم میزان تقلب است نه رای مردم ...
آقای رئیس جمهور خود را برتر از مهندس میر حسین موسوی می انگارید ((وقت آنست که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف میشکند بازارش))
آقای رئیس جمهور امروز نیروی انتظامی تان چنان وحشی گری و خشونتی از خود بروز داد که من نه در 18 تیر 78و79 نه در آذر و دی 81 و نه در خرداد 82 هرگز ندیده بودم .
آقای رئیس جمهور امشب دختری در 4 راه فلسطین (و امشب چقدر تهران شبیه غزه بود ) از شدت فشار و میزان زیاد گازهای اشک آور خون بالا می آورد وقتی مردم خون دهانش را پاک میکردند در همان وضعیت تکرار میکرد ((مرگ بر دیکتاتور ))
آقای رئیس جمهور امروز سربازان گمنام امام زمانتان تاکید میکنم امام زمان شما و دوستانتان نه امام زمان (عج) ما (که مظهر عشق است و رحمت) و بسیجی های جان بر کف تان چنان بر مردم بیگناه و بی دفاع می تاختند که یاد حمله مغول زنده شد هیچ یک از ایشان بیش از 30 سال سن نداشت و فرماندهانشان هم معلوم بود در مسجد فقط مشغول ثبت نام بوده اند ((ای شرارت پیشگان هرزه گرد در کجا بودید هنگام نبرد در کجا بودید وقتی جنگ بود عرصه بر شیران عالم تنگ بود))
آقای رئیس جمهور اگر تقلب نمیشد مهندس میر حسین موسوی تبدیل به یک قهرمان ملی میشد و شما با تقلبتان او را تبدیل به اسطوره کردید اسطوره ای مظلوم و بهتر است بدانید اسطوره های مظلوم در این دیار در ذهن و یاد مردم ماندنی ترند تا اسطوره های قهرمان کسی بر مرگ رستم نمی گرید اما هنوزم ایلیاتی های فارس در سوگ سیاوش مینشینند سووشون...
آقای رئیس جمهور منتصب این فرمایش گهر بار جدم مولا علی (ع) از ساعت 5 صبح روز شنبه دائمن در گوشم طنین می اندازد ((الغالب بالشر اول المغلوب))
پی نوشت:روز تولد بانوی دو عالم است و روز مادر و چقدر دوست داشتم در این مورد بنویسم ...
نظرات ()دهه ی دوم داره به آخر میرسه و نمی دونم چی باید بگم از کجای این دل خون شده بگم به کی بگم؟چه جوری بگم؟اصلن چرا باید بگم و بگم از این بغض دیرینه و زخم کهنه که هر روز به طریقی نمک بهش میپاشن که تازه بمونه از دشمن دانا بگم یا دوست نادان؟از مغرض بگم یا از کسی که با دلایل واهی خواسته و نا خواسته آب به آسیاب دشمن میریزه؟از مخاطب ابله یا از خطیب ریاکار؟
از اونایی که کردند اونچه رو نباید از ظلمی که واژه ظلم چقدر حقیر در برابرش از خونه گلی از مسمار و پهلوی شکسته از صورت کبود از سکوت فقط به خاطر دین خدا و 23 سال رنج و زحمت از ام ابیها از فاطمه پاره تن من است از زخمی که بعد از 1420سال هنوزم تازه ست و اگه شیعه باشی بایست خون گریه کنی برای آل عبا نه واسه برات یه تیکه از بهشت ...
ما شیعه ایم اما چه جور شیعه یی خدا داند و بس ...
قصه رو همه میدونیم اما اونقدر ناقص که حتا 3 تا جمله صحیح نمی تونیم راجع بهش حرف بزنیم به همین خاطر که هر خطیب ابله و هر دشمن معاند دانایی ما را براحتی میتواند تحت تاثیر قرار دهد و اگر ما اندکی خوانده بودیم بابت گریه کردن زر و سیم به مداحان که این سالها عجب دکان دو نبشی دارند (بحث آن معدود دلسوختگان اصیل که تعدادشان کمتر از انگشتان یک دست است جداست) نمی دادیم و بعد از خروج از مجلس حال الکی خوش نداشتیم و خوشحال که برات بهشت رو گرفتیم نمی دونم موکلینمان تو این لحظه به ما میخندند یا به حال گوشهای مخملیمان و دل ساده مان سخت میگریند...
شعور و کرامت شیعه را بیش از همه خود لگد مال کرده ایم چرا اصل رو فراموش کردیم چرا یادمون رفت علت گریه های زهرا(س) صرفن به خاطر فوت پدر نبود که این از هر کسی بر میاید گریه ها اعتراض بود بیت الاحزان سمبل اعتراض به حقی که بسادگی خورده شد به زحماتی که بر باد رفت به سختی شعب ابی طالب به سنگ بر شکم بستن ها به یاد یاسر- سمیه-حمزه ...به لیله المبیت به آنهمه مجاهدت(به خیبر به خندق به احد به بدر ) که به طرفه العینی فراموش شد ...
بهمین خاطر بود که میگفتند فاطمه یا روز گریه کن یا شب امان ما را بریده یی...فدک فقط یه باغ تو مدینه نبود بلکه خلافت اسلامی بود که با زوز وتزویر و دسیسه غصب شده بود به همین خاطر هم پسش ندادند...
شبانه دفن شدن بزرگترین اعتراض سیاسی زمان بود که یعنی تو را ای خلیفه غاصب به رسمیت نمیشناسم که بر جنازه ام جنازه تنها دختر تنها فرزند باقی مانده خاتم النبیین نماز بخوانی جانشین واقعی پیامبر کسیست که مرا غسل داد و کفن پو شاند و بر جنازه ام نماز گذارد نه آقای خطیب نه آقای مداح به خاطر این نبود که نامحرم سایه جنازه دختر رسول الله (ص)را نبیند چرا اینقدر مزخرف میگویید و زبان طعنه زن را دراز میکنید والله شما کمتر از آن نا نجیبان نیستید که در کوچه ره بر فاطمه (س) بستند شما که با اسوه ها چنین میکنید شما که آب به آسیاب معاند میریزید سخن کوتاه به قول لسان الغیب ((وعظ بی عملان واجبست نشنیدن)) و کیست که در بی عملی شما و ریا و تزویرتان اندکی شک رو دارد شما که به من میگویید عنصر خطرناک خدایا چه باید گفت بدیشان که می گویند ما از تو بهتر میدانیم چه بر اجدادت گذشته منی که معترض به خرافه شده و از مسجد و حسینیه و تکیه رانده شدم این درد به که باز گویم که این دایه گان مهربان تر از مادر در پی لقمه یی چرب تر و فریب و تحمیق مردمند ...
یکی دو نکته و والسلام آن که میگوید چرا علی (ع) اسد الله در خانه نشست و از سر ترس بود را ارجاع میدهم به تاریخ طبری به صحیح مسلم و صحیح بخاری (دو کتاب مورد وثوق اهل سنت) که وقتی فردای آنروز به تحریک عمر و دستور ابابکر یهودیان مدینه قصد شخم زدن بقیع و یافتن مرقد زهرا (س) را داشتند علی (ع) دست به ذوالفقار برده و می فرماید اگر سر تیشه یی به خاک بقیع برخورد کند مدینه مرد به خود نمی بیند و میدانیم که چه شد و هنوز هم مکان قبر نامعلوم است ...آری بایست شیعه واقعی بود تا معنای سکوت علی (ع) را فهمید...
و اما این سالها که دین ابزار شد و ملعبه ناکسان چرا شما که اعتقاد ندارید بی جهت مردم را آزار میدهید چرا روز شهادت را که تعطیل نبود را تعطیل کردید (مجلس پنجم) تا کسانی که دلشان غنج میزند برای استراحت و تعطیلی ابرو در هم کشند و اه و پیفش بلند که چقدر عزا ...چکار به مردمی که اعتقادی ندارند به این مباحث دارید چرا جلوی جشن و کنسرت و غیره را میگیرید و ایشان که اعتنایی ندارند چرا مجبورشان میکنید مگر نه این است که لا اکراه فی دین ...چرا کاتولیک تر از پاپ شده اید اینهمه نتیجه معکوس بس نیست چرا نمی گذارید مردم روال طبیعی زندگی خود را داشته باشند وهر کس راه خود را برود خدایش بیامرزاد آیت الله طالقانی را...
یا حق
نظرات ()وقتی ندونی چرا قصه ها اونجور نیست که بایست باشه...
وقتی دانای کل باشی ولی دست بسته قرار داد ناشر ...
وقتی گندمهای بیابون یه لقمه نون ندادن...
وقتی چشمه ی نور دزدیده باشن...
وقتی کسی تشنه بوییدن تنت نباشه ...
وقتی همه ی گاه ها بیگاه شود...
وقتی دلتنگ باشی و خب گریه تم که نمی گیره و چشمات تو رو یاری نکنن پس مجبوری برای تمام دلتنگی هات قدم بزنی قدم بزنی و بازم قدم بزنی...
و هزاران قصه و حکایت تو سرت بچرخه و بچرخه که قونیه از یاد درویش بره ...
یه حکایت عین هزار پا بره رو مخت و ولت نکنه ...
روزی کسی تاریخ میگفت و رسید بدانجا که :ایوب را بر سر مناره مدینه شیر درید...گفتندش اولن یوسف بود نه ایوب دومن ته چاه بود نه سر مناره سومن کنعان بود نه مدینه چهارمن گرگ بود نه شیر پنجمن کتک خورد نه اینکه دریده شود...
یا حق
نظرات ()می خوام راجع به یه چیزی که خیلی دوستش دارم حرف بزنم واژه ۴ حرفی سلام
چقدر حال میکنم با این کلمه چه زیباست چقدر لایتناهیست ...کلمه یی که شاید روزی هزار بار با دلیل و بی دلیل تو شرایط مختلف به زبونمون جاری میشه نمی خوام راجع به سلامهایی حرف بزنم که از سر ترس-اجبار-عادت و...است سلامی که بی طمع نیست
سلامی که پشتش هدف مادی نخوابیده سلامی بدون کنایه وطعنه سلامی میدونی بخاطر یه سطح نابرابره یا حتا سلامی که وقتی ادا میشه پراز شهوته و آب از لب و لوچه راه میفته ...سلامهایی که یعنی که یعنی
نه فقط چند تااز سلامهایی که خیلی دوستشون دارم وباهاشون خیلی حال میکنم مثل سلام بچه های 4-5 ساله که تو کوچه بدون اینکه بشناسنت بهت سلام میدن چقدر شیرین تر میشه وقتی سلام کننده یه دختر بچه تپل مپل باشه که حتمن خم میشم و می بوسمش (به نظر من دخترها تا 7 سالگی فرشته هایی اند بی بدیل و آسمانی که نمیدونم چرا تا پا میذارن به مدرسه و الف با رو یاد میگیرن چنان هبوطی می کنن که آدم و حوا هم نکردند)
سلام پیرمردهایی که دم در خونشون نشستن و بی هوا بهت سلام میکنن و تو جا میخوری و پیش خودت شرمنده میشی که چرا حواست نبوده
سلام نظامی یه تیمسار به یه فرد عادی که کار بزرگی کرده یا یه سربازکه تو راه وطن یا هدفش کشته شده (اینو فقط تو فیلمها دیدم)که پر میشم از یه حس خوب توصیف نشدنی
.سلامهایی که پر از شادی و سر زندگیه که بهت چنان شور و نشاطی میده که واسه یه لحظه تمام غم و غصه هات رو فراموش میکنی
سلام مادر بزرگ ها سر سجاده شون که پر از برگ گلهای تازه و خوشبوست و تو دوست داری تا ابد سرت رو زانوشون باشه که این یکی رو هم فقط تو کتابها خوندم
سلام بلند بابا هایی که با پاکت میوه میومدن خونه نه مث الان که همه چی تو کیسه های پلاستیکیه و معلومه توش چیه و تو حتا نمیتونی شیرینی حدس زدن ساده رو هم داشته باشی
سلام عاشقای قدیمی که سلامشون پر از امید و شادی و نشاط و اشتیاق بود شوق دیدار و شنیدن صدای یار نه مث امروز که به یمن تکنولوژی هیچ وقت دلتنگ شنیدن صدای محبوب نیستیم
سلامهایی که اونقدر سبک و پر از بوی یاس و آرامشه که انگاری همین الان از بهشت اومده و فضا رو از شور و مستی و عشق و آرامشی بی بدیل که این جنس سلام ها رو فقط سال 86 یه ماهی که تو نمایشگاه قرآن غرفه دار بودم شنیدم و حسش هنوزم باهامه
چقدر سلام دوست داشتنیه چقدر حال میکنم با سلام که شروع تمام قصه هاست شاید درود با کلاس تر باشه اما سلام یه چیز دیگه ست جنسش فرق داره با تمام حس عرب ستیزیم میمیرم برای این کلمه چهار حرفی عربی
اونهایی که دمی به خمره میزنن 9/99 شون میگن به سلامتی تک وتوکی موقع زدن پیک میگن سلام که یه حس خوبه انگار گناهش کمتره انگار اجازه ست از یکی که میدونی داری پا میذاری رو حرفش اما هنوزم احترامش رو داری ...و ای کاش تا ابد همیشه و هر جایی میشد گفت سلام
پی نوشت:دوست دارم یه سلام قرا و بلند و از اون سلامهایی که نوروز تو دربار شاهان قاجار که بار عام می دادن اجرا میشد رو تقدیم رعنا بانو کنم که رفیقیست ماندنی ...رعنا جان سلام
یا حق
نظرات ()